شمس الدين احمد
106
خزائن الملوك ( فارسى )
و خارج الوزن ردىتر باشد اما انواع نبض مركب كه ذى اسماى مشهوراند اينست يكى عظيم و وى آنست كه زائد بود در طول و عرض و شهوق دوم صغير و آن مقابل عظيمست بضد يعنى آنكه ناقص بود در اقطار ثلاثه سوم معتدل بينهما و او متوسط بود چهارم غليظ و او آنست كه زائد بود در عرض و شهوق پنجم دقيق و او مقابل غليظ بود يعنى ضد آن ششم معتدل بينهما و آن متوسط بود ميان هر دو و اين هر شش انواع دلالت مىكند بر ان كه دلالت مىكند بر وى بسائط اينها هفتم منشارىست كه مشابه بود بدندانهاى منشار و وى آنست كه سريع و متواتر و صلب مختلف الاجزا باشد در شهوق و غور و تقدم و تاخر و صلابت و لين و دلالت مىكند بر ورم حار عظيم كه در اجزاى عصبانى بود و اين اكثر در ذات الجنب مىباشد هشتم موجى و آن مشابه منشارى بود در اختلاف اجزا مگر آنكه لين باشد گويا موجهاست كه پيهم مىرسند بعض وى بعض را و آن دلالت كند بر ضعف قوت يا بر لينت آله و بر افزونى رطوبت و در استسقا و ذات الريه و فالج و سكته و غيرها مىباشد نهم دودىست و آن مشابه موجى بود در اختلاف اجزا مگر آنكه صغير با تواتر بود مانند حركت كرم بسيارپا و دلالت كند بر ضعف مفرط و سقوط قوت دهم نملىست و مشابهت دارد بدودى مگر آنكه اصغر و بغايت تواتر و ضعف بود مانند حركت مورچه و اين مىباشد نزد كمال سقوط قوت و موت يازدهم ذنب الفار كه مانند دم موش مىباشد و وى آنست كه اندكاندك ظاهر شود اختلاف در اجزاى آن از زيادتى بسوى نقصان يا بالعكس و سه صنفست يكى آنكه از حالتى كه آغاز كند بعد رسيدن بانتها باز رجوع به همان حالت كند و اين را ذنب راجع گويند دوم آنكه از حالتى آغاز كند و بتدريج بحالتى كه ضد حالت آغازست برسد پس بر همان حالت ثابت ماند و اين را ذنب ثابت خوانند سوم آنكه از حالتى آغاز كند و بتدريج بحالتى رسد كه از غايت انتها مدرك و محسوس نشود و اين را ذنب منقصى نامند دوازدهم مسلى كه مانند دو دم موش باشد كه هر دو را از اطراف آگنده متصل سازند يعنى عظيم الوسط و صغير الطرفين باشد سيزدهم ذو الفتره و وى آنست كه ساكن شود وقتى كه متوقع بود حركت چهاردهم واقع فى الوسط و او آنست كه حركت كند وقتى كه متوقع شود سكون پانزدهم مرتعش و وى آنست كه رگ شريان لرزنده محسوس شود شانزدهم ملتوى و وى آنست كه شريان همچو ريسمان پيچيده محسوس گردد هفتدهم مطرقى و او آنست كه حركتش چون حركت پتك بر سندان باشد و اين چنان بود كه نبض قرع كند اصبع را و بدان كفايت ننمايد پس ثانيا قرع كند جهت اتمام انبساط و اين مجموع دلالت كند بر سوء حال مريض در بيان نبض مرد و زن نبض مردان به نسبت زنان اكثر قوى و عظيم باشد و نبض زنان بيشتر ضعيف و لين در بيان نبض اسنان نبض كودك نسبت نبض بالغ سريع و لين و متواتر بود و نبض بالغ از ان قوىتر